مــــــــــــهـــــــــــــــــــرانمــــــــــــهـــــــــــــــــــران، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 18 روز سن داره

پــــســـرم تـــــاج ســــرم مهران

هفت ماهگیت مبارک

سلام قلب مامان پسر گلم هفت ماهگیت مبارک  مهران جان یک هفته هست که خیلی نق میزنید نمی دانم چرا شاید بخاطر لثه هایت باشد از امروزم سرفه هم میکنی که شب قرار هست ببرمت دکتر هدیه هفت ماهگیت امروز  عکاس امد خانیمان و ازت عکس گرفت که اینم کادو ما به شما انشاالله هر وقت اماده شد در وبلاگت میزارم  و سه تا چهار تا لباس عکس گرفتید امروز به زور و شکلک شما را میخنداندیم  مهران این یک هفتته که سر کار میرم شما تو خانه پسر خوبی هستید ودایی و مامی جون از شما نگهداری میکنند  چهارشنبه که گذشت خانه مامی جون مهمانی بود ان روز شما یکم پسر بدی بودید وکمی  نق میزدید مهران جان شما خیلی به در در و بیرون رفتن علاقه دار...
25 فروردين 1393

تغییرات مهران در شش ماهگی

سلام مهران مامان تعییرات شما در این چند وقت برعکس پنچ ماهگی زیاد تغییر  درشما ما ندیدیم برعکس در ماه شش کامل روی زمین میچرخی  از دوم فرودین شما میشینید. از جمعه که 8 هشتم فرودین چهار دست و پا میشید و به یکم به جلو میایید و دوباره به عقب برمیگردید دیروز که نهم فرودین بود شما به زبان خارجی حرف میزنید ادوبودبا من که میگم بچم از الان جمله ای حرف میزندخخخخخخخ خدا را شکر برای شما سو پ درست میکنیم دوست دارید و میخورید فقط حتما باید گشنه باشید  پسر گلم شما خیلی به دالی علاقه دارید بالشت برمیداریم جلوی شمادالی میکنیم بعدش شما بالشت را میگیرید و دنبال ما میگردید و غش خنده. وهنوز به لوسی خیلی علاقهدارید تبلیغ که میاد شما نگاهتان ...
10 فروردين 1393

از اول عید تا ششم عید چه گذشت با عکس

سلام مهران مامان وقت سال تحویل همگی خانه مامانم بودیم شما ده دقیقه مانده بود به سال تحویل خواب بودید که دیگه شما را بیدار کردیم امسال اولین سالی هست که شما سال تحویل پیشمان بودید اولین عیدی  را از عزیزم از تهران برای شما کارت به کارت کرده بود گرفته بودید و بعدشم مامانم و بابام که به همه ماهم عیدی دادیند شب رفتیم خانه صبح روز عید بیدار شدیم و به طرف خانه باباحاجی پدر بزرگ من و بابات رفتیم که شما از همه عیدی گرفتی همه عاشق کلاه شما بودند ان روز تا شب به ما خیلی خوش گذشت  سوم عیدم عمه بابات که از تهران امده بودند و با خانواده بابات و خانواده خودم دعوت بودند خانه ما که ان روزم روز خوبی بود و تا ساعت نزدیک ساعت دو نصف شب مردها ورق ب...
9 فروردين 1393

خداحافظ 1392... درود به 1393....

سلام مهران جان ساعتی دیگه سال تحویل هست الان ساعت 6 هست مهران جان امسال سال خوبی بود چون خدا شما را به ما داد فرشته اسمانی به ما داد امسال را من خیلی دوست داشتم وامسال پمپ بنزین باباجون راه افتاد و امسال اسبهایمان زایمان کردند یکی مادیون دوتا نر ما روز های خوبی پشت سر گذاشتیم  امسال خدا راشکر بیشتر سال خنده روی لبهایمان بود من هیچ وقت سال 1392 را فراموش نمیکنم   امسال برای کشورمانم سال خوبی بود مخصوصا امسال سال خوبی تو ورزش داشتیم  فقط اتفاق بدی که افتاد یکی از فامیل هایمان دورمان دیگه پیشمان نیست خدا به خانوادهاش صبر بده  خدا یا شکرت از همه چیزهایی که امسال به ما دادی خدا یا شکرت برای معجزه ای که به ما دادی خدا...
2 فروردين 1393

خاطراتی از 5 ماهگی با عکس های 5

سلام خوشکل مامان به بهار 93نزدیک میشویم  مهران مامان شما خیلی شیرین با نمک شدید خیلی دوست داشتنی  از هفته پیش بگم که رفتیم خانه همکار های بابا جون برای دیدن نی نیش که همه بیشتر شما را میدیدند  یکی از دوستان بابام میگفت که من ببرمش تو اتاق لپ هایش را گاز بگیرم  یکی دیگه میگفت که این شبیه خارجیهاس و یکی میگفت که چقدر زشته وبعدشم شما از اول مهمانی نق زدید تا خوابتان کردیم تا بیدار شدید و دوباره نق زدنت شروع شد فقط بغل ما و مامی جون بودید که ارومتان کنیم جمعه از طرف عمو جان پارک دعوت بودیم شما از اول شروع به پیپی کردی تو ماشین ودوباره تو پارک باکمک زنمو شما را عوض کردم به شما خیلی خوش گذشت بچه خوبی بودید شب برگشتیم خانه...
26 اسفند 1392

عکس از پسرم تاج سرم 4

سلام مهران مامان خوشکلم شنبه بود که برای بار اول خودم بردمت حمام  اولش خیلی استرس داشتم اما وقتی بردمت خیلی سخت نبود و شما هم زیاد گریه نکردید و بابا هم کمک کرد و شما را برد من که دیدم صدای گریه شما میاد  با سرعت حوله پوشیده به طرف اتاق رفتم و دیدم که بابا هنوز بلد نیست که شما را پوشاک کند و من شما را زود از بابا گرفتم شانس اوردی سرمانخوردید . مهران جان شما خیلی علاقه بازی دالی دارید وقتی سوار روروئک هستید من زیر روروئک پنهان میشم وفتی دالی میکنم شما هم قش خنده یا داریم باخاله خودم اسکایپ وصل میشیم شما جلو لپ تاپ و منم پشت لپ تاپ پنهان وقتی دالی میکنم شما قش خنده قربون خندهات  بشم  مهران  خوشکلم چند روز پیش رفتیم...
15 اسفند 1392